زهر خند
کتاب شامل هشت داستان طنز از نویسندههای مختلف است. داستانها بیشتر غالب حکایت یا خاطره را دارند ولی با وجود قدیمی بودند هنوز هم بعضیهایشان جذاب و خواندنی هستند.
برخی از جملات کتاب
«مردکهی پست! پدرت را میسوزانم! آتشت میزنم. زن مردم را از راه به در میبری، ها؟حالا نشانت میدهم که سگ کشت خواهم کرد!
مخاطب مرد پالتو پوش، جوانی که هنوز وقت نکرده بود تمام لباسهایش را بپوشد تتهپتهکنان گفت:
«من... من... من...»
مرد پالتویی فریاد زد:
«آره... همین تو! تو! اینجا چه غلطی میکنی پدرسوخته!»
و در حالیکه این کلمات دور از نزاکت را به زبان میآورد جوان نیمه عریان را میان بازوهای نیروهای خود گرفت، کشیدش طرف پنجرهی آپارتمان -که در طبقه ششم عمارت قرار داشت- و از آن بالا انداختش توی خیابان...
مرد جوان، همین که خودش را وسط زمین و آسمان معلق دید، در حالی که با حرکتی غیرارادی تکمههای شلوارش را که هنوز باز، مانده بود میبست، خود را این طور تسلا داد.
«ولش! روزی هزار تا از این جور اتفاقات میافتد.» ( از داستان «مردی که از طبقه ششم به زیر افتاد» آرکادی - اوه ره چنکو - ص49-50)
- هیچ کس توی ده خودش پیغمبر نمیشود. ( از داستان «قدیس» عزیز نسین - ص 108)
مشخصات کتاب
عنوان: زهر خند
نویسندگان: عزیز نسین، کالدول، کارالی یی چف، کاراجیل و اوه ره چنکو
ترجمه: احمد شاملو
نشر: موج
124 صفحه
چاپ اول 1351
پ.ن: به نظرم داستانهای عزیز نسین هم از لحاظ طنز و هم از لحاظ قصهگویی یک سر و گردن از بقیهی نویسندهها بهتر بود.
آشنایی با تاریخ زبانهای ایرانی
زبانهای ایرانی به سه دورهی تاریخی تقسیم میشود.
دورهی باستان از حدود هزار سال پیش از میلاد، یعنی زمان تقریبی ورود ایرانیان به فلات ایران و تا سال 331 پیش از میلاد،زمان برافتادن امپراطوری هخامنشی.
دورهی میانه از سال 331 پیش از میلاد، تا زمان رسمیت یافتن فارسی دری در دورهی صفاریان به سال 867 میلادی.
دورهی جدید از زمان تاسیس حکومت صفاریان تا امروز.
البته این دورههای زمانی به قطع و یقیق،تقریبیاند.
برخی از جملات کتاب
- هر زبانی در طول زمان همچون موجودی زنده تغییر میکند. (آگوست شلایشر) (ص 19)
- پیش از مهاجرت آریاییها به سرزمینی که به نام آنان، «ایران» نامیده شد، تاریخ فلات ایران تقریبا به تاریخ عیلام محدود میشده است، متاسفانه اسنادی که از آن برجای مانده بسیار اندک است و شامل مدارک معدودی است که برخی به اکَدی و برخی به عیلامیاند. بخش عمدهی همین اسناد، پس از حفاریهای شوش، پایتخت عیلامیان، در سال 1897 میلادی به دست آمدهاند و پیش از آن، هرچه دربارهی عیلامیان میدانستیم به مطالعهی مختصری محدود میشد که در عهد عتیق آمده بود. (ص 26)
- از یک قرن پیش از سقوط دولت سومر، اقوام سامینژاد در بین النهرین و غرب این ناحیه سکونت داشتند و سرانجام در قرن بیست و چهارم پیش از میلاد بر این نواحی استیلا یافتند. سلسلهی سلاطین اکّد که به دست سارگن اول تاسیس شد، نخستین سلسلهی سامی در بین النهرین به حساب میآید. (ص 30)
- در کنار اکدیان که از اقوام سامی به حساب میآیند، قوم دیگری نیز از همین نژاد در نواحی غربی و جنوب غربی بینالنهرین سکونت داشته که آرامیان نامیده میشوند. این قوم بر حسب نوع زبانشان به دو گروه قابل تقسیماند. گروهی که به زبان آرامی تکلم میکردهاند، آرامیانِ آرامیزبان نامیده میشوند، و گروه دوم که به زبان سریانی سخن میگفتند آرامیان سریانیزبان نام گرفتهاند. (ص 34)
- فارسی میانه شکل تحول یافتهی فارسی باستان است و فارسی جدید را باید دنبالهی آن دانست. آغاز این زبان به دورهی پایان امپراطوری هخامنشی باز میگردد و به این ترتیب میتوان ادعا کرد، این زبان از حدود قرن سوم پیش از میلاد تا حدود قرن نهم میلادی، البته در قالب گونههای زمانی مختلف، زنده بوده است. این زبان تا قرن سوم میلادی نقش زبان منطقهی فارس را به عهده داشته و در زمان ساسانیان، از قرن سوم تا هفتم میلادی به زبان رسمی این امپراطوری مبدل شده است و تا آسیای مرکزی، و حتی تا مناطق جنوبی هند گسترش یافته است. نام این زبان را پهلوی یا پهلوی ساسانی نیز گفتهاند. (ص 133-134)
- زبان فارسی میانه، برخلاف فارسی باستان، به یک خط نوشته نشده است، هرچند تمامی خطهای به کار رفته برای نگارش این زبان، مستقیم یا غیرمستقیم ماخوذ از آرامیاند. در یک کلیت، فارسی میانه به سه خط نوشته شده است. این خطوط را میتوان خط اوستایی در نوشتههای پازند، خط مانوی درنوشتههای دینی مانویت و گونههای مختلف خط فارسی دانست. (ص 151)
- سلسلهای که تیمور تاسیس کرد، تیموریان نام گرفت و از آنجا که تیمور، خواهر امیرحسین، امیر ماوراءالنهر را به همسری گرفته بود به «گورکان» ملقب شد که در مغولی به معنی «داماد» بود. به همین دلیل اعقاب او را «گورکانیان» نیز خواندهاند. (ص ۱۷۳)
- در فاصلهی میان سقوط ساسانیان (۶۵۱ میلادی) تا روی کار آمدن صفاریان (۸۶۷ میلادی)، زبان علمی و دیوانی ایرانیان مسلمان، زبان عربی بود. دولت سامانیان به رواج فارسی علاقهمند بود. دولتهای بعد از صفاریان نیز رسمیت زبان فارسی را پذیرفته بودند. دولت غزنویان، زبان فارسی را در هندوستان رواج داد. این زبان در تمامی دوران حکومت مغولان در هند، زبان رسمی دربار آنان بود. همین رواج زبان فارسی در هند و آمیختنش با زبان هندوستان به مثابه زبان میانجی، زبان رسمی کشور پاکستان است. پایهی اردو، زبان هندوستانی است و به همین دلیل،این زبان در گروه هندی زبانهای هندوایرانی طبقهبندی میشود. (ص ۱۸۴)
مشخصات کتاب
عنوان: آشنایی با تاریخ زبانهای ایرانی
نویسنده: کورش صفوی
نشر: پژواک کیوان
چاپ اول 1386
193 صفحه
قیمت: 2400 تومان
پ.ن: به نظرم کتاب خوبی بود. هرچند کتاب برای دورهی کارشناسی ارشد زبانشناسی نوشته شده بود اما برای علاقهمندان زبانشناسی هم مناسب بود. البته باید اعتراف کنم بخشهایی را که بیش از حد تخصصی بود، نخواندم.
طنز

یکی از کتابهای مجموعهی «مکتبها، سبکها و اصطلاحات ادبی» نشر مرکز که به ژانر طنز میپردازد. در این کتاب بیشتر با مثالهایی از طنز نویسان قدیمی اروپا و توضیح و تفسیر کارهایشان برخی از موضوعات و مفاهیم طنز را توضیح میدهد.
برخی از جملات کتاب
- در مواجهه با احکام جدی مذهب، طنزنویس شادمانه به بزرگنمایی مغایرت حرف و عمل میپردازد. تزویر و ریا همیشه موضوعهای دم دست اوست، خاصه وقتی ریاکاران به واسطهی حرفهی خود متعهد به معیارهای رفتاری کاملا متفاوتی باشند. به همین دلیل است که روحانیون و مقدسمآبها، از موضوعات محوری طنز به شمار میروند. (ص ۱۹)
- ظریفترین و قشنگترین کار طنز عبارت است از استهزای با ظرافت. (ص ۶۵)
- طعنه (sarcasm)، کنایهی بدون رمز و پالایش است و اصولا اتفاقی و لفظی. خامتر از کنایه است و سلاحی کندتر. خالی از سخاوت است و از همین رو آن را نازلترین فرم مطایبه خواندهاند. (ص ۹۰)
- «چه آسان است که کسی را پست و نابکار بنامیم، آن هم با مزاح! اما چه سخت است که بدون استفاده از این صفات ننگآور کسی را ابله، کلهپوک یا دغل نشان دهیم!» (درایدن، جستاری دربارهی طنز) (ص ۹۴)
- به گفتهی هوراس طنزنویس بزرگ، عملکرد کل ادبیات و از جمله طنز در این دو کلمه خلاصه میشود: آموزش و سرگرمی. (ص ۹۸)
مشخصات کتاب
عنوان: طنز
نویسنده: آرتور پلارد
ترجمه: سعید سعیدپور
نشر: مرکز
۱۰۴ صفحه
چاپ اول ۱۳۷۸
قیمت: ۵۸۰ تومان
پ.ن: به نظرم کتاب خوبی نبود. علاوه بر قدیمی بودن نه تقسیم بندیهایش در مورد طنز خوب بود و نه مثالها و توضیحاتش.
چرا کتاب نمیخوانیم؟ ۳
وقتی با آدمهای مختلف دربارهی کتاب صحبت میکنم و اینکه چرا کتاب نمیخوانند، جوابها در بیشتر موارد محدود و تکراری هستند. میخواهم در چند پست این مشکلات را بنویسم و پیشنهادهای کوچکی برای حل آنها بدهم. در پستهای قبلی در مورد دو دلیل «زمان» و «گرانی» نوشته بودم.

نمیدانم چه کتابی بخوانم اگر تازه کتاب خواندن را شروع کرده باشیم طبیعی است که ندانیم چه کتابی بخوانیم. نه شناختی از کتابهای بازار داریم و نه شناختی از علایقِ کتابخوانی خودمان. جایی هم به ما آموزش داده نشده که چگونه میتوانیم کتاب مناسب خودمان را انتخاب کنیم.
چند پیشنهاد
- از کتابفروشیهایی خرید کنید که فروشندههایش میتوانند با صبر و حوصله راهنمایی و مشاوره بدهند. معمولا کتابفروشیهایی که همه جور کتابی میفروشند (کتابدرسی و طب سنتی و مدیریت زمان و... ) گزینههای خوبی نیستند. حتی ممکن است سلیقهی بعضی از این مشاورها هم خوب نباشد. شما میتوانید به مرور زمان و با امتحان کتابفروشیهای مختلف، کتابفروشیهای محبوب و مورد اعتمادتان را پیدا کنید. لازم نیست حتما کتابفروشی معروفی باشد. ممکن است کتابفروشی کوچکی در کوچهای خلوت باشد با فروشندهی پیر و مهربان که بیشتر کتبهای مغازهاش را خوانده باشد.
- حس و حال خودتان را بشناسید. دوست دارید چه چیزی در کتاب اتفاق بیافتد؟ کتابی میخواهید که ماجرای یک قتل را برایتان تعریف کند یا ماجرای عاشقی که همیشه شکست خورده یا کتابی که چیزی به شما یاد بدهد و دانستههایتان را به چالش بکشد یا...
- از دوستان کتابخوان مشورت بگیرید. میتوانید در مورد حس و حالتان بگویید و انتظاراتی که از کتاب دارید. اگر چنین دوستانی ندارید، پیشنهاد میکنم پیدا کنید!
- از اینترنت کمک بگیرید. گروهها، وبلاگها و سایتهای مختلفی وجود دارند که با موضوع کتاب فعالیت میکنند. (همین وبلاگ مثلا!) با یک جستجوی ساده میتوانید آنها را پیدا کنید و از اطلاعاتشان استفاده کنید. یک شبکهی اجتماعی نیز برای کتاب وجود دارد https://www.goodreads.com/ پیشنهاد میکنم در این سایت عضو شوید. در اینجا هم میتوانید دوستان اهل کتاب پیدا کنید و هم نظرات بقیه را در مورد کتابها بخوانید و هم لیست کتابهای خودتان را تشکیل بدهید و هم نظرات خودتان را در مورد کتابها بنویسید و هم امکانات دیگری که باید کمی برای پیدا کردنش وقت بگذارید.
- چند نمونه از کتابهایی که دوست دارید و چند نمونه از کتابهایی که دوست ندارید را به فروشنده یا دوستانتان بگویید تا بتوانند بر اساس آنها پیشنهادات بهتری بدهند.
- در انتخاب کتاب،دانستن چند چیز میتواند مفید باشد. نویسنده، مترجم، ناشر. سعی کنید به مرور زمان ببینید از کار کدام نویسنده و مترجم و ناشر بیشتر خوشتان میآید و برعکس.
- لزومی ندارد که حتما کتابهای مهم و معروف را بخوانید و یا کتابهایی که جایزه بردهاند و همه از آنها تعریف میکنند و... سعی کنید سلیقهی خودتان را پیدا کنید. اصلا مهم نیست که مارکز نویل گرفته است و همهی دنیا آن را دوست دارند، اگر با کتابهایش ارتباط برقرار نمیکنید، نخوانید.
- اگر اولین کتابهایی که میخوانید خوب نیستند و از خواندنشان لذت نمیبرید، از همهی کتابها ناامید نشوید. معمولا برای هر سلیقهای کتاب مناسب وجود دارد، فقط باید آن را پیدا کنید.
پ.ن: اگر شما هم پیشنهادهایی دیگری برای این موضوع دارید برایم در کامنتها بنویسد.
پ.ن.ن: چند روز پیش فهمیدم که آرشیو شهریور تا دی ماه 1393 وبلاگم پاک شده است. مصممتر شدم برای مهاجرت از بلاگفا.
آب و هوای چند روز سال
مجموعهی ده داستان کوتاه که بعضی از آنها قبلا در همشهری داستان چاپ شده است.
اطلاعات بیشتر را میتوانید از اینجا و اینجا بخوانید.
برخی از جملات
- همان روز و سر قضیهی پارک بود که به این نتیجه رسیدم که باید واقعا طلاق بگیریم. در همان لحظات، من میتوانستم آدمی باشد که زن و بچه ندارد. اگر زن نداشتم میتوانستم با خیال راحت توی خیابان راه بروم. حتی اگر طلاق میگرفتیم هم من یک زن سابق داشتم و یک بچه که باید به زندگیاش فکر میکردم. (ص 35)
- وقتی نشستیم توی ماشین، لادن گفت زیاد خوشش نیامده. به نظر من از همهی خانههایی که دیده بودیم بهتر بود اما چون میدانستم نمیتوانیم آنجا را اجاره کنیم حرفی نزدم. بعد لادن گفت «اونجا سیگار کشیدی. نه؟» گفتم آره و منتظر شدم تا حرف بزند، اما چیزی نگفت و حتی حالت صورتش هم تغییری نکرد. انگار دیگر برایش اهمیت نداشت من چه کاری میکنم. فکر میکردم حداقل دو سال طول میکشد تا به این مرحله برسیم اما حالا قبل از اینکه عروسی بگیریم به اینجا رسیدهایم. (ص ۵۶)
مشخصات کتاب
عنوان: آب و هوای چند روز سال
نویسنده: آیین نوروزی
نشر: نگاه
104 صفحه
چاپ اول 1392
قیمت: 5000 تومان
پ.ن: به نظرم برای تمرین و شروع کارِ یک نویسنده ی جوان و کم سن وسال، کار بدی نیست اما بدون در نظر گرفتن این موضوع، داستانهای کتاب (مثل تعداد زیادی از داستانهای ایرانی) کند، یکنواخت و کسل کننده است
منشاء آگاهی در فروپاشی ذهن دو ساحتی

فرضیهی کلی کتاب این است که انسانهایی که حدود ده هزار تا چهار هزار سال پیش از میلاد زندگی میکردند دارای آگاهی نبودند و ذهنی دوساحتی داشتند. انسانهای اولیه مانند بیماران اسکیزوفرنیک صداهایی میشنیدند که به آنها امر و نهی میکرد و این صداها کارکرد همان آگاهی را داشت. پس از تغییراتی مانند به وجود آمدن خط و... این ذهن دوساحتی فروپاشید و آگاهی جای آن را گرفت.
برخی از جملات کتاب
- فهمیدن یک چیز، یعنی رسیدن به استعارهای برای آن از طریق جایگزین ساختن آن با چیزی که در نظر ما آشناتر است. احساس آشنایی احساس فهمیدن است. (ص ۴۹)
- شایسته است دربارهی متغییرهایی که گزینش را کنترل میکنند، بسیار بیشتر تفکر کنیم. زیرا کل آگاهی انسان از جهان و اشخاصی که با او در تعاملاند، به آنها بستگی دارد. گزینشهای شما از کسی که او را خوب میشناسید به احساس شما نسبت به وی بستگی زیادی دارد. اگر از او خوشتان بیاید، گزینشها چیزهایی خوشایند خواهند بود؛ اگر نه، چیزهایی ناخوشایند. (ص ۵۸)
- اگر دو میمون را در قفسی ببندیم به گونهای که یکی از میمونها بتواند دستگیرهای را دست کم هر بیست ثانیه یک بار فشار دهد تا مانع شوک وارد شدن متناوب به پای هر دو آنها بشود، در عرض سه تا چهار هفته میمون تصمیمگیر زخم معده میگیرد، در صورتی که میمون دیگر که به همان اندازه شوک به او وارد شده است، به این عارضه دچار نمیشود. درنگ کردن در تصمیمگیری ناشی از بیخبری است که اهمیت دارد. زیرا اگر آزمایش طوری ترتیب داده شود که حیوانی بتواند آزمایش موثری ارائه بدهد و فورا اثر و موفقیت آن را ببیند، «زخم معدههای مدیر کلی»، چنان که معروفاند، پیدا نمیشوند. (ص ۹۱)
- ما دائما ارزش دیگران را معین میکنیم و جایگاهشان را نسبت به هم با سلسله مراتب غالبا مضحکی مشخص میکنیم تا کنترلی که ایشان بر ما و افکار ما دارند تنظیم کنیم. قضاوت های شخصی ما به نسبت به دیگران، صافیهایی هستند که میزان اثر پذیری ما را مشخص می کنند. اگر میخواهید زبان فردی دیگر بر شما تاثیر بگذارد، فقط لازم است مرتبهی او را در مدارج شخصی احترام خود بالاتر بگذارید. (ص ۹۵)
- درست همانطور که نام یک حیوان رابطهی انسان را با او قویتر میکند، نام یک شخص نیز چنین اثری دارد، و هنگامی که این شخص میمیرد، نامش همچنان باقی میماند و از این روی ارتباط (با) او نیز، تقریبا همانند روزگار حیاتش، ادامه مییابد و رسوم خاکسپاری و عزاداری به همین دلیل است. (ص ۱۳۵)
- خدایان به هیچ وجه زادهی تخیل کسی نبودند. آنها خواست انسان بودند. سیستم عصبی انسان را اشغال کرده بودند، احتمالا نیمکرهی راست او را و تجارب هشدار دهنده و پند آموز را به هشدار تبدیل میکردند و از آن پس به انسان «میگفت» که چه بکند (ص ۲۰۶)
- آگاهی عمدتا زادهی فرهنگ است، بر اساس زبان آن را میآموزند و به دیگران میآموزانند و نه ضرورتی زیست شناختی. ولی اینکه آگاهی ارزشی برای بقای انسانها داشته است و هنوز دارد، نشان میدهد که انتخاب طبیعی به ایجاد آن قدری کمک کرده است. (ص ۲۲۴)
- بشری که از خدایانش محروم شده است، چون کودکی که از مادرش جدا شده، باید با ترس و لرز در حال یادگیری جهانش باشد. (ص ۲۴۴)
- اولین شاعران خدایان بودند. شعر با ذهن دو ساحتی آغاز شد. سویهی خدایی ذهنیت کهن ما، دست کم در دورهای خاص از تاریخ، معمولا یا شاید همیشه به نظم سخن میگفت. بدان معنا که بیشتر مردم زمانی، در طول روز، (نوعی) شعر میشنیدند که درون ذهنشان سروده و خوانده میشد. (ص ۳۷۰)
- شخص هیپنوتیزم شده، مانند انسان دو ساحتی، ناهنجاریها و ناهمخوانیهای رفتارش را نمیبیند. او نمیتواند تناقضات را «ببیند» چون نمیتواند به گونهای کاملا آگاه دروننگری کند. (ص ۴۰۱)
- اشخاصی که از زمان کودکی منظما به کلیسا رفتهاند، بیشتر مستعد هیپنوتیزماند، در حالی که کسانی که فعالیت دینی کمتری دارند کمتر مستعدند. (ص ۴۰۷)
- در فرهنگهای معاصر که ایجاد رابطهی شخصی با خدا، جزئی از اصول تربیتی کودک است، افرادی که دچار اسکیزوفرنی میشوند، بیش از دیگران، توهمات صرفا دینی میشنوند. (ص ۴۲۲)
- آگاهی تماما زبان نیست، ولی توسط آن آفریده میشود و توسط آن در دسترس قرار میگیرد. (ص ۴۶۳)
- خودآگاهی معمولا به معنای آگاهی از شخصیت خودمان طی زمان است، درکی از آنکه هستیم، از امیدها و بیمهایمان، هنگامی که دربارهی خودمان در رابطه با دیگران خیالبافی میکنیم. ما خودهای آگاهمان را در آینه نمیبینیم، حتی اگر آن تصویر در بسیاری موارد مظهر خود شود. (ص ۴۷۵)
مشخصات کتاب
عنوان: منشاء آگاهی در فروپاشی ذهن دو ساحتی
نویسنده: جولین جینز
مترجم: سعید همایونی
نشر: نی
496 صفحه
چاپ سوم
قیمت: 27000 تومان
پ.ن: کتاب خیلی خوبی بود. از دستهی کتابهای مغز شخم زننده و همراه با لذت یادگیری.
پ.ن.ن: دوست داشتم در مورد این کتاب و فرظیهاش چیزهای بیشتری توی اینترنت بخوانم اما در محتوای فارسیِ وب به جز قیمت و فروش و خلاصهی کتاب چیز دیگری پیدا نکردم.
بیسوادی که حساب و کتاب سرش نمیشد

سومین کتاب از مجموعهی «جهان تازهدم» و دومین کتابی که از یوناس یوناسون است که درایران منتشر میشود. از این کتاب یک ترجمه دیگر نیز به اسم «دختری که پادشاه سوئد را نجات داد» وجود دارد. هر دو کتاب یکی هستند ولی «بیسوادی که حساب و کتاب سرش نمیشد» از نسخهی آلمانی ترجمه شده و آن یکی از متن انگلیسی (با همان عنوان دختری که پادشاه سوئد را نجات داد) ترجمه شده.
کتاب روان و خوشخوانی است و مانند کتب اول نویسنده (مرد صد ساله ای که از پنجره پرید و ناپدید شد) داستانِ کتاب پر از اتفاق و ماجراهایی است که در یک بستر تاریخی واقعی (بعد از جنگ جهانی دوم تا سال 2010) و به زبان طنز روایت می شود.
برخی از جملات کتاب
- وقتی به سن شانزده سالگی رسید جنس مخالف را کشف کرد، ولی دو سال طول کشید تا جنس مخالف هم او را کشف کند. چون تابو تازه وقتی تاکتیک مناسب را پیدا کرد که هجده ساله شده بود. این تاکتیک شامل یک سوم لبخند، یک سوم داستان های علمی تخیلی از سفرهای فرضی - با وجودی که او فقط در فانتزی خودش دور دنیا را گشته بود- و یک سوم دروغهای وقیحانهای که چگونه عشق بین او و شریک زندگیاش تا ابد پایدار میماند. (ص ۲۰)
- هر چه آدمها را بیشتر میشناسم، به همان نسبت احترامم به سگها بیشتر میشود.
فردریش کبیر (ص ۸۷)
- پس از گذشت هشت سال، تنها چیزی که باقی ماند، مجسمهی لنین بود و چهارصد و نو و هشت نسخه از پانصد نسخهی مانیفست حزب کمونیست به زبان روسی. اینگمار توانسته بود یکی از نسخهها را در بازار شهر ماری به یک فرد نابینا بفروشد. از نسخهی دوم اینگونه استفاده شد که اینگمار در راه رفتن به بازار مالما دچار اسهال شد و مجبور شد در بین راه، گوشه ای چمباتمه بزند. (ص ۱۵۵)
- من تا به حال در زندگیام هیچ متعصبی را ندیدهام که شوخی سرش شود.
عاموس عوز (ص ۳۳۷)
مشحصات کتاب
عنوان: بیسوادی که حساب و کتاب سرش نمیشد
نویسنده: یوناس یوناسون
ترجمه: حسین تهرانی
نشر: چشمه، چرخ
چاپ اول ۱۳۹۴
۴۲۸ صفحه
قیمت: ۳۲۰۰۰ تومان
پ.ن: کتاب اول نویسنده را بیشتر دوست داشتم. به نظرم کتاب دومش ارجاعات زیادی به تاریخ سوئد داشت و احتمالا آنها بیشتر با کتاب و شوخیهایش ارتباط برقرار میکنند.
شهر فرنگ اروپا

عنوان فرعی کتاب «چکیدهای از پیدا و پنهان تاریخ قرن بیستم» است. بیشتر اتفاقها مربوط به اروپا و امریکاست. نویسنده اطلاعات مختلفی از حوادث و اتفاقات قرن بیستم را به صورت پشت سرم ردیف میکند. بیشتر حوادث و اتفاقات مربوط به جنگ جهانی اول و دوم است و گاهی طنز کمرنگی در روایتهایش به کار میرود ولی بعضی از اتفاقها آنقدر دهشتناک هستند که به نظر میرسد واقعیت اغراقآمیز تر از طنزی است که به کار برده شده.
برخی از جملات کتاب
- در جنگ جهانی اول آدمها مثل تخم گیاهان همینطور به زمین میریختند و کمونیستهای روسی بعدها حساب کردند که از هر کیلومتر مربع اجساد چقدر کود میشود تهیه کرد و اگر آنها از اجساد خائنان و جانیان به جای کود استفاده کنند، چقدر میشود با پرهیز از کودهای شیمیایی گران خارجی صرفهجویی به عملآورد. (ص 9)
- مورخان و انسان شناسان بعدها گفتند که کمونیسم و نازیسم اعتقاد به انقلاب را جایگزین باورهای مذهبی کردند و مردم هم به همین انگیزهها از آنها حمایت کردند که قویترنشان این احساس بود که آنها جزو برگزیدگانی هستند که سرنوشت بشر از این پس به دست آنهاست. (ص 59)
مشخصات کتاب
عنوان: شهر فرنگ اروپا
عنوان فرعی: چکیدهای از پیدا و پنهان تاریخ قرن بیستم
نویسنده: پاتریک اوئورژدنیک
ترجمه: خشایار دیهیمی
نشر: ماهی
چاپ اول 1394
124 صفحه
قیمت: 9500 تومان
پ.ن: در مجموع کتاب بدی نبود. اطلاعات پراکنده و خوبی در مورد اتفاقات قرن بیستم میداد اما گاهی برخی از موارد را چند بار تکرار میکرد و انسجام مشخصی نداشت.
نگذار به بادبادکها شلیک کنند


باریش کودکی است که همراه مادرش در زندان زنان زندگی میکند و داستان کتاب نامههایی است که باریش برای دختری به اسم اینجی مینویسد که قبلا زندانی سیاسی بوده و آزاد شده.
برخی از جملات کتاب
- وقتی کارمند بوده از رییسش شکایت کرده، اما خودش را گرفتهاند و انداختهاند زندان. آبجی سلما همینطوری که تعریف میکند، میخندد و میگوید «خنده باید کرد بر این حال زار!» وقتی آبجی سلما میخندد، خط میان ابروهایش از بین میرود. آن وقت خیلی قشنگ میشود. این نامه را با سِویم نوشتیم. شاید دفعهی بعد با آبجی سلما برایت نامه بنویسم.
آبجی سلما میگوید فقط به کمک طنز میشود از درِ آهنی رد شد.
اینجی مگر «طنز» کلید است؟ (ص 45)
مشخصات کتاب
عنوان: نگذار به بادبادکها شلیک کنند
نویسنده: فریده چیچک اوغلو
ترجمه: فرهاد سخا
نشر: ماهی
چاپ اول 1394
104 صفحه
قیمت: 6500 تومان
......................................
پ.ن لحن راوی داستان کودکانه است و وقتی میخواندمش یا داستان «عروسک چینی من» هوشنگ گلشیری افتادم. چیزی که در داستان اذیتم میکرد، ایدئولوژی و فضای تکراری داستانهای کمونیستی بود که گاهی خیلی توی ذوق میزد. انگار یک جور کتاب آموزش کمونیستی بود که برای کودکان نوشته شده باشد و فضاهای تکراری زندان و آدمهای سیاه و سفید.
پ.ن.ن: یکی از جزییاتی که در مورد کتاب دوست داشتم تصویر پشت جلدش بود که نهالی توی گلدان در حال جوانه زدن بود (توی داستان یکی از شخصیتها دانهی زردآلویی میکارد).