پروست چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند

پروست چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کندپروست چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند

اکثر کتاب خوان‌ها مجموعه هفت جلدی «در جست و جوی زمان از دست رفته» شاهکار مارسل پروست را می‌شناسند ولی به دلیل حجم زیادش هیچ‌وقت رغبت زیادی به خواندنش نداشته‌اند. این کتاب می‌تواند زمینه‌ای برای پیش داوری باشد و با خواندن این کتاب از دو باتن می‌توان متوجه شد که آیا تمایلی به خواندن این رمان طویل داریم یا خیر.

برخی از جملات کتاب

- هربار که پاسخ احوال پرسی دیگران را می‌دهد بلافاصله اضافه می‌کند که به زودی خواهد مرد: او این خبر را پیوسته در شانزده سال آخر زندگی‌اش با اعتقاد کامل اعلام می‌کند. وضعیت عادی‌اش را چنین شرح می‌دهد «شش روز از هفت روز معلق میان کافئین آسپیرین آسم سینه درد و روی هم رفته میان مرگ و زندگی به سر می‌برم»

- یکی از تاثیرهای خواندن کتابی که با چنین دقت وارد جزییات اندک می‌شود این است که وقتی کتاب را می‌بندیم و  زندگی عادی‌مان را سر می‌گیریم ممکن است ما هم دقیقا به این جزییات همان واکنشی را نشان بدهیم که نویسنده اگر کنار ما بود نشان می‌داد. ذهن ما تبدیل به راداری می‌شود که از نو تنظیم شده و تاثیرش همانند آوردن رادیویی است به درون اتاقی که فکر می‌کردیم ساکت است. در صورتی که متوجه می‌شویم این سکوت فقط در طول موج خاصی وجود داشته است حال آنکه در تمام این مدت ما در این اتاق امواج صداهایی از ایستگاهی در اوکراین یا گفتگوی تلفنی راننده تاکسی را با مرکزش پخش می‌کرده.

آلن دوباتنمشخصات کتاب

عنوان: پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند

نویسنده: آلن دو باتن

ترجمه: گلی امامی

نشر: نیلوفر

چاپ چهارم 1391

211 صفحه

قیمت: 6000 تومان

...................

پ.ن: آلن دو باتن از بهترین مولفان و مصنفان اخیر است و می‌تواند به زودی نامی بسیار بزرگ‌تر از پیش باشد. این کتاب هم کتاب بسیار خوبی است و خواندنش به علاقه‌مندان به ادبیات  توصیه می‌شود. با اینکه این کتاب درباره ادبیات نوشته شده اما برخلاف کتب مرسوم نثر سنگینی ندارد و کتاب بسیار روانی است و طنز خاصی هم در میان کلامش جاری است.

پ.ن 2: ترجمه گلی امامی عالی است. او کتاب هنر سیر و سفر را از این نویسنده ترجمه کرده و در نشر نیلوفر به چاپ رسانده است.

این پست توسط «مانولیتو» نوشته شده است.

همین حالا کتابی بگشایید و خطی بخوانید

هفته کتاب و کتابخوانی با تمام شعارها، رونمایی‌ها و نمایشگاه‌های کتاب و برنامه‌های ترویجی این فرهنگ به پایان رسید. راستش را بخواهید، کاری از پیش نبردیم، مگر آمدن و دیدن و خریدن چند کتاب که آن کار همیشگی خوانندگان پروپاقرص کتاب بود.

آدم‌های درگیر مشکلات جامعه همچنان درگیر و دار این هزارتوی بی‌پایان بودند، به‌گونه‌ای که حتی متوجه شروع و پایان این هفته هم نشدند. راسته کتابفروش‌های انقلاب هم خلوت‌تر از روزهای اول پاییز بود که دانش‌آموزان و دانشجویان برای خرید کتاب‌هایی که به‌اجبار باید می‌خریدند، آمده بودند.

رسم خوشایندی نیست...

کتاب خریدن این روزها کار آسانی نیست. این را ما که خبرنگار حوزه کتابیم دیگر به‌خوبی می‌دانیم، چه برسد به عشاق سینه‌چاک کتاب که این روزها دل‌نگران، گوشه چشمی به ویترین کتابفروشی‌ها می‌اندازند و می‌گذرند. خواندن کتاب که دیگر بماند، وقتی کتابی نمی‌خری، کتابی نمی‌خوانی. این یک‌سوی ماجراست، فرصتی برای کتاب خواندن نمانده است.

درگیری‌های صبح تا شب، حداقل برای پایتخت‌نشینان کلافه در پیچ‌وتاب ترافیک و روزمرگی، کار دشواری می‌نماید، شاید استان‌های دیگر از این دردسرها مصون مانده باشند.

بچه‌ها دیگر شب‌ها منتظر کتاب خواندن بزرگترهاشان نمی‌مانند، تلویزیون هست، بازی‌های اینترنتی هست، پدر و مادران خسته و بی‌حوصله فرصتی ندارند.

همه اینها یک‌طرف، با هجوم ناگزیر اینترنت چه می‌شود کرد؟ و کودک و نوجوان و جوانی که ترجیح می‌دهند روی خط دهکده جهانی باشند تا کتاب به‌دست در گوشه‌ای. این‌که نسل جدید حوصله خواندن ندارد مساله تازه‌ای نیست، تمام کشورهای متصل به شبکه جهانی درگیر آنند، همه کوتاه‌نویس شده‌اند و کوتاه‌خوان. همه به 140 واژه اکتفا کرده‌اند.

مسوولان که همیشه سردرگم سیاست‌ها می‌شوند و این پایین مردم نه کتاب می‌خرند و نه می‌خوانند. بیایید دل از متولیان این حوزه بکنیم و خودمان دست به‌کار شویم.

بیایید برویم توی کتابخانه‌های شخصی‌مان، توی زیرزمین‌ها و پشت‌و پسله‌ها که کتابی به یادگار باقی مانده و بیرونش بکشیم. خودمان نمی‌خوانیم، بدهیمش به دیگری که می‌خواندش، یا دور هم که نشسته‌ایم ورقی بزنیم و خطی بخوانیم، شاید کسی دیگر را به ذوق بیاورد برای خواندن.

خواندن کار سختی نیست، باید دوست بداریم تا بخوانیم و این اشتیاق واکسن نیست تا تزریقش کرد و دل خوش داشت به بهبودی‌اش. جامعه دور از کتاب، جامعه بیماری است. پس بیایید این شعار دادن‌هامان را یک‌جایی تمام کنیم و کتابی را بگشاییم و خطی بخوانیم.

نوشته شده توسط: الف.

.................................

پ.ن: عکس را از اینجا برداشتم.

کانادا جای تو نیست

کانادا جای تو نیست

کتاب، مجموعه داستان روان و خوش خوانی است. مایه اصلی آن روزمرگی و زندگی مکانیکی زنی از قشر متوسط در شهری بزرگ است. نثری ساده و روان دارد و با بیان موجز، افکار و ذهنیات به خواننده منتقل می‌شود. پس و پیش شدن زمان خواننده را گیج و گم نمی‌کند، در عین حال اتفاقات گذشته و آینده را می‌فهمیم. از امتیازات کتاب پرداخت خوب شخصیت‌هاست. با آنکه همه کتاب را بلافاصله خواندم، افراد بین داستان‌ها گم نبودند و قاطی نمی‌شدند. داستان‌ها از زبان اول شخص گفته می‌شود و بیشتر حول و حوش روابط دونفره است. کاراکترها کم و تکلیف خواننده مشخص است. شباهت زیاد داستان به خاطرات روزانه، از نظر خودم جالب بود.

مشخصات کتاب:
کانادا جای تو نیست
نویسنده: فرشته توانگر
نشر چشمه
چاپ اول 1391
102 صفحه
قیمت 3500 تومان
اطلاعات در نشر چشمه

پ.ن:
فعلا از کتاب خوشم آمده. شاید نقاط ضعفش هنوز در ذهنم شکل نگرفته باشد. فکر نمی‌کنم کسی از خریدن و خواندنش پشیمان شود.

پ.ن2:
وبلاگ فرشته توانگر